
گلبرگ را ز سنبل مشكين نقاب كن
يعني كه رخ بپوش و جهاني خراب كن
بفشان عرق ز چهره و اطراف باغ را
چون شيشههاي ديده ما پر گلاب كن
ايام گل چو عمر به رفتن شتاب كرد
ساقي به دور باده گلگون شتاب كن
بگشا به شيوه نرگس پرخواب مست را
وز رشك چشم نرگس رعنا به خواب كن
بوي بنفشه بشنو و زلف نگار گير
بنگر به رنگ لاله و عزم شراب كن
زانجا كه رسم و عادت عاشق كشي توست
با دشمنان قدح كش و با ما عتاب كن
همچون حباب ديده به روي قدح گشاي
وين خانه را قياس اساس از حباب كن
حافظ وصال ميطلبد از ره دعا
يارب دعاي خسته دلان مستجاب كن
+ به روز شده در جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 2:1  توسط محمد آرمند
|